جنگ تمام شد

 جنگ تمام شد

جنگ تمام شده و باید به خانه برگردد. بر‌می‌گردد، اما جهاد را تمام شده نمی‌داند، همه عشقش رفتن به لبنان است.

حسابی درس می خواند و در رشته معماری دانشگاه علم و صنعت پذیرفته می‌شود. به قول خودش وارد «فیضیه دانشگاه‌ها» شده. پر جنب و جوش است و بسیار فعال و خستگی ناپذیر. یک بار بعد از سه شب به خانه آمد، سیاه شده بود، علت را پرسیدم، گفت: «در این سه شبانه روز نه خوابیدم و نه چیزی خوردم و تنها برای خواندن نماز لحظاتی روی زمین نشستم. مدام پشت میز نقشه کشی بودم…» خستگی به وجودش راه ندارد. تازه در خانه هم ساعت ها کنار پدر بیمار می نشیند و از او مراقبت می‌کند و قرآن و دعا می‌خواند و پدر آرام می‌گیرد.

خانه بی او بی صفاست و سرد و ساکت و خلوت و با ورودش موجی از شادی و خنده و شوخی هم وارد خانه می‌شود و همه به وجد می‌آیند.

شما هم نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلیه حقوق متعلق به پایگاه شهید محمد سعید یزدان پرست می باشد.
هر گونه نقل و برداشت با ذکر منبع بلامانع می باشد.