دفاع از مردم کُرد

دفاع از مردم کُرد

 چه دفاعی می‌کند از کردها و چقدر دل برایشان می‌سوزاند. از فقرشان می‌نالد و از ظلم و ستم ارباب ها و از بلاهایی که ژاندارم ها بر سرشان آورده‌اند و از کلک هایی که عده ای عارف دکاندار سوار کرده‌اند.

می‌گویم: «مگر همین‌ها نیستند که سر بریده‌اند و پاسدار‌ها را شکنجه کرده‌اند؟» می‌گوید: «مردم کردستان که بیشتر از همه از جمهوری اسلامی استقبال کردند و بیش از نود درصدشان به اسلام رای دادند، چطور می توانند جلوی امام بایستند؟

قضیه این است که هرچه منافق و چریک فدایی و کمونیست و… از تهران و گیلان و مشهد و… بودند، جمع شدند و دعوای خودشان را به خلق کرد نسبت دادند و گرنه آنها فدایی اسلام و امام اند.»

و چه خوشحالی می‌کند وقتی «هیوا» را می‌بیند، دخترک دو ساله ای را که مادرش در وقت وضع حمل در جاده افتاده بود. زن ناله می‌کرد و شوهر بر سر و سینه‌اش می‌کوبید، دستشان را می‌گیرد و به هر زحمتی آنها را به آبادی و دکتر می‌رساند و حالا هر وقت هیوا را می‌بیند، پدر تشویقش می‌کند که : «برو بغل عمو سید.»

شما هم نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلیه حقوق متعلق به پایگاه شهید محمد سعید یزدان پرست می باشد.
هر گونه نقل و برداشت با ذکر منبع بلامانع می باشد.