مسئول کتابخانه

مسئول کتابخانه

فروتن، مهربان و سر به زیر است. یک عالمه کتاب می‌خرد و با خود می‌برد. می‌پرسم: «در جبهه چه کار می‌کنی؟» می‌گوید: «برای بچه ها که بیکار و خسته می‌شوند، قصه های مجید را می‌خوانم، گاهی هم رانندگی می‌کنم.» با خودم می‌گویم: «پس مسئول کتابخانه است یا راننده». بعدها بی آنکه چیزی به زبان بیاورد، می‌فهمم که فرمانده گردان است. من هم خودم را به کوچه علی چپ می‌زنم!

شما هم نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلیه حقوق متعلق به پایگاه شهید محمد سعید یزدان پرست می باشد.
هر گونه نقل و برداشت با ذکر منبع بلامانع می باشد.