می‌خواهم آدم شوم

می‌خواهم آدم شوم

چقدر از مدرسه گریزان است و چقدر از درس بدش می آید و چقدر دوست دارد با دوچرخه اش ور برود، یا رادیو را تعمیر کند، یا بادبادک بسازد. مدرسه جاذبه ای برایش ندارد… دیپلم می‌گیرد.

می‌گوید: «می‌خواهم آدم شوم.» وارد حوزه می‌شود، آنجا هم چنگی به دلش نمی‌زند، سرگشته راهی دیگر است.۱۹۰۰ روز ماندن در کردستان دردش را دوا می‌کند. جنگ تمام می‌شود و به خانه برمی‌گردد؛ اما دلش همیشه همانجا ماند.

شما هم نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلیه حقوق متعلق به پایگاه شهید محمد سعید یزدان پرست می باشد.
هر گونه نقل و برداشت با ذکر منبع بلامانع می باشد.